کتاب آسمانی اسلام از منظر پیامبر اسلام صلّی الله علیه و آله و سلّم

 


کتاب خداوند، قرآن آنقدر عظیم است که انسانهای معمولی را یارای درک حقیقت آن نیست. همانگونه که در روایت پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله داریم که فرمود: فضل‏ قرآن‏ بر باقى سخنان چون فضل خداست بر خلق او.[1]


حال که اینگونه است چه کسی می تواند درباره عظمت و فضل این کتاب مقدس سخن براند جز صاحب شریعت. همو که قرآن بر قلب نازنینش نازل شد. همانگونه که قرآن به این مطلب تصریح دارد: قُلْ مَنْ كانَ عَدُوًّا لِجِبْریلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلى‏ قَلْبِكَ‏ بِإِذْنِ اللَّهِ مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ وَ هُدىً وَ بُشْرى‏ لِلْمُۆْمِنینَ. (سوره بقره،آیه97)

بگو: «كسى كه دشمن جبرئیل باشد(در حقیقت دشمن خداست) چرا كه او به فرمان خدا، قرآن را بر قلب تو نازل كرده است؛ در حالى كه كتب آسمانى پیشین را تصدیق مى‏كند؛ و هدایت و بشارت است براى مۆمنان.»

بنابراین بهترین شخصیتی که می تواند کتاب آسمانی قرآن را برای سایر بندگان توصیف کند شخص پیامبر صلی الله علیه وآله است که آیات قرآن با گوشت و خون و روح او عجین گشته است. در این مجال تنها به برخی کلمات نورانی پیامبر رحمت گذری می شود.

 

وجود ظاهر و باطن برای قرآن

النبی صلی الله علیه وآله: ... و له ظهر و بطن؛ فظاهره حكم، و باطنه علم؛ ظاهره أنیق، و باطنه عمیق؛...

فرمود: ... قرآن را ظاهرى است و باطنى: ظاهر آن حكم است و باطن آن علم. ظاهر آن زیبا و دل انگیز است و باطن آن ژرف و عمیق. آن را نجومى است، و بر نجوم آن نجومى‏. شگفتیهاى آن از شماره بیرون است، و غرایب و عجایب آن كهنه نمى‏شود. در آن چراغهاى هدایت است و مشعلهاى حكمت. [2]

 

دسته بندی موضوعات قرآن

پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود: قرآن‏ پنج بخش دارد، حلال و حرام و محكم و متشابه و تاریخ، پس به حلال آن عمل و از حرامش دورى و محكمش را تبعیت كنید و به متشابهش ایمان داشته باشید و از تاریخش درس بگیرید، و كسى كه حرام قرآن را حلال بداند، به آن ایمان نیاورده و بدترین مردم كسى است كه قرآن مى‏خواند و از منهیات آن دورى نمى‏جوید.[3]

 

قرآن، جلا دهنده دلها

قال صلی الله علیه وآله : إنّ هذه القلوب تصدأ كما یصدأ الحدید. قیل: فما جلاءها. قال: ذكر الموت و تلاوة القرآن.

از ایشان منقول است که فرمود: دلها مانند آهن زنگ می زند. گفتند: صیقل آن چیست؟ فرمود: یاد مرگ و خواندن قرآن.[4]

 

شفا دهنده دردها و مرضها

امام صادق علیه السّلام، از پدرانش علیهم السّلام، از پیامبر اكرم صلّى اللَّه علیه و آله نقل كرده است كه فرمود:

«شكى الیه رجل وجعا فی صدره فقال: استشف بالقران فانّ اللَّه عزّ و جلّ یقول: «وَ شِفاءٌ لِما فِی الصُّدُورِ». یعنى: مردى از درد سینه‏ اش نزد رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله شكایت برد. حضرت فرمود: از قرآن‏ شفا بطلب كه خداوند عزیز و جلیل مى‏فرماید:«(قرآن) درمان است براى آنچه در سینه ‏هاست».

 

شیخ صدوق (ره) از پیامبر اكرم صلّى اللَّه علیه و آله نقل كرده است كه فرمود:

«شفاء امّتى فی ثلاث: آیة من كتاب اللَّه العزیز، او لعقة من عسل، او شرطة حجام».

یعنى: «شفاى امت من در سه چیز است: آیه‏اى از كتاب خداوند عزیز، لیسیدن عسل و نیشتر حجّام». [5]

 

پناه بردن به قرآن در فتنه ها:

حضرت صادق علیه السلام، از پدرانش علیهم السلام، از رسول خدا صلی الله علیه وآله حدیث فرماید كه آن حضرت فرمود:

«اى مردم! ... هر گاه آشوبها چون شب تار شما را فرا گرفت به قرآن رو آورید (و بدان چنگ زنید) زیرا آن است شفیعى كه شفاعتش پذیرفته است (درباره كسى كه بدان عمل كند) و گزارش دهنده است از بدیها كه گفته‏اش (درباره آن كس كه بدان عمل نكرده) تصدیق شده است، هر كه آن را پیشواى خود كرد به بهشتش رهبرى كند و هر كه (از آن پیش افتد) و آن را پشت سر خود قرار دهد به دوزخش كشاند، و قرآن راهنمائى است كه به بهترین راهها راهنمائى كند، و كتابى است كه در آن است تفصیل و بیان و تحصیل (بدست آوردن حقائق) و آن است جداكننده (میان حق و باطل) شوخى و سرسرى نیست...[6]

 

حرمت نگه داشتن قرآن:

النبی صلی الله علیه وآله: القرآن افضل كلّ شی‏ء دون اللَّه؛ فمن وقّر القرآن، فقد وقّر اللَّه، و من لم یوقّر القرآن، فقد استخفّ بحرمة اللَّه ..

فرمود: قرآن از همه چیز، جز خدا، برتر است، پس هر كه قرآن را پاس دارد خدا را پاس داشته است، و هر كه قرآن را پاس ندارد، احترام خدا را سبك شمرده است.

من أعطاه اللَّه القرآن، فرأى أنّ احدا أعطی شیئا افضل ممّا أعطی، فقد صغّر عظیما و عظّم صغیرا.

و فرمود: هر كس خدا قرآن به او عطا كند، و چنان تصور كند كه به كسى چیزى برتر از آن عطا شده است، بزرگى را كوچك و كوچكى را بزرگ كرده است.[7]

 

فضل قرآن در قیامت:

رسول خدا صلی الله علیه وآله فرموده است:

قرآن را بیاموزید زیرا كه در روز قیامت قرآن در صورت جوانى زیبا كه رنگ صورتش گشته باشد نزد خواننده خود آید و به او گوید: منم كه شب تو را به بیدارى به پایان بردم، روزهاى داغ تو را به تشنگى به سر آوردم، و آب دهانت را خشك كردم، و اشكت را روان ساختم، (اكنون) هر كجا بروى من هم با تو باشم، و هر تاجرى (امروز) بدنبال تجارت خویش است (كه در دنیا كرده است) و من امروز به سود تو در پس تجارت هر تاجرى باشم، و به زودى كرامتى نیز از جانب خداى عز و جل به تو رسد پس شادمان باش، و (در این حال) تاجى بیاورند و بر سرش نهند، و امان نامه (از آتش دوزخ را) به دست راستش دهند، و فرمان جاوید بودن در بهشت را به دست چپش، و دو جامه بهشتى به وى پوشند، سپس به او گفته شود: بخوان و بالا برو، پس هر یك آیه كه بخواند یك درجه بالا رود، و به پدر و مادر او نیز دو جامه بپوشانند در صورتى كه مۆمن باشند، و به آن دو گویند: این پاداش آن قرآنى است كه به فرزندتان آموختید.[8]

 

پی نوشت:

1.شعیری، محمد بن محمد - خویدكی، شرف الدین، كاشف الأستار- ترجمه جامع الأخبار،كتاب فروشی اسلامیه - تهران، چاپ: اول، 1388 ق. ص195.

2. حكیمى، محمدرضا و حكیمى، محمد و حكیمى، على ، آرام، احمد، الحیاة / ترجمه احمد آرام، دفتر نشر فرهنگ اسلامى - تهران، چاپ: اول، 1380ش. ج‏2، 208.

3.ارشاد القلوب، ترجمه سلگى، ناشر: ناصر، قم‏، چاپ: اول ‏1376، ج‏1، ص 204. 

4.نهج الفصاحة، ص343  .

5. حسین غفارى ساروى، ‏آیین بندگى و نیایش ، ناشر: بنیاد معارف اسلامى‏، قم، چاپ: اول‏1375 ش‏، ص 500.

6. كلینى، محمد بن یعقوب ؛ مصطفوى، سید جواد، أصول الكافی ؛ ترجمه مصطفوى، كتاب فروشى علمیه اسلامیه ، تهران، چاپ: اول، 1369 ش. ج‏4 ، ص398.

7. الحیاة ، ترجمه احمد آرام ؛ ج‏2 ؛ ص227.

8. أصول الكافی ، ترجمه مصطفوى ؛ ج‏4 ، ص405.

فیس بوک Facebook فارسی العربی English
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به اداره کل دانش آموختگان جامعة المصطفی العالمیه می باشد